تبليغاتX
تحریریه زنان - مجله زنان، آرشيو خوبي از عملكرد مجلس در حوزه زنان را فراهم كرد

تحریریه زنان

وبلاگی است برای پیگیری مساله لغو مجوز ماهنامه زنان

مجله زنان، آرشيو خوبي از عملكرد مجلس در حوزه زنان را فراهم كرد

گفتاري از زهرا ابراهيمي،

نويسنده مطالب ماهانه "يك ماه با زنان در مجلس" به مدت ۱۲ سال

 

زماني كه از من خواسته شد با مجله زنان همكاري كنم و درباره مسائل مربوط به زنان و هر آنچه درباره زنان در مجلس مي‌گذرد، بنويسم،  چهار سالي از شروع به كار مجله زنان و البته چهار سالي از شروع به كار من به‌عنوان خبرنگار در مجلس مي‌گذشت. اواخر دوره چهارم مجلس بود كه به‌عنوان اولين خبرنگار زن به مجلس شوراي اسلامي رفتم و كارم را شروع كردم و از آنجاكه هميشه نسبت به مسائل زنان حساس بودم و اين مسائل را دنبال مي‌كردم، اخباري را كه به شكل پراكنده يا منظم درباره زنان وجود داشت پوشش خبري مي‌دادم. به همين جهت بود كه خانم شركت از من خواستند كه با مجله زنان همكاري كنم. مجله زنان به‌لحاظ ويژگي‌هاي خاصش با همه مجلات زنانه تفاوت داشت، نه مثل نشريات خيلي تخصصي و سنگين بود كه طيف مخاطب خاصي را در بر بگيرد و نه مثل مجلات عاميانه وجه سرگرم‌كنندگي‌اش غالب بود اما مجله زنان هر دوي اين ويژگي‌ها را داشت يعني به‌لحاظ محتوا كاملا تخصصي بود و به‌لحاظ شكلي براي مخاطب عام جذاب بود.

 چنانكه گفته شد حتي در پوشش اخبار جنايي و حوادث كه براي ديگر نشريات جنبه تيراژآور و سرگرم‌كننده و هيجان‌آور داشت، نوع ورود مجله زنان به موضوع، ورودي كاملا تخصصي و البته عميق و چندجانبه بود. از اين رو  من نيز در مجلس مجبور بودم هم به ابعاد تخصصي و بحث‌هاي خشك و قانوني توجه داشته باشم، هم به حوادث حاشيه‌اي مربوط به مسائل زنان مجلس بپردازم. گاهي دلم براي زنان مجلس كه تعدادشان از يك نفر در مجلس اول شروع شد و حداكثر در مجلس ششم به 13 نفر رسيدند، مي‌سوخت چون تعداد قابل‌توجهي نداشتند تا بتوانند قوانين مورد انتظار را تصويب كنند ولي من مدام روي كار آنها زوم مي‌كردم و انتظاراتي بيش از يك مرد از آنها داشتم چون فكر مي‌كردم بالاخره آنها زن هستند و قطعا مسائل زنان را بهتر درك مي‌كنند. البته مي‌ديدم كه ظلم‌هايي هم  به آنان مي‌شد هرچند توانايي و تعداد آنان به اندازه مردان نبود.

كار با خانم شركت و مجله زنان اين حُسن خوب را داشت كه مجبور بودم مطالبي كاملا حرفه‌اي تقديم كنم و به همه نكات توجه داشته‌باشم. در اين سال‌ها كوشيدم حواشي مجلس را در كنار مباحث قانوني آن منعكس كنم. يادم است كه از دوره چهارم به بعد بود كه تعداد زنان نماينده تاحدودي افزايش يافت، در آن دوران كه جنگ تمام شده و نظام جمهوري اسلامي به ثبات و استقرار رسيده بود، بحث بر سر مسائل مردم و همچنين زنان در مجلس پررنگ و عمده شده بود اما آنچه كه در مجالس چهارم و پنجم نمود داشت اين بود كه هر بار مباحث زنان در صحن علني مجلس مطرح مي‌شد، آن جلسه به محفل شوخي و خنده و متلك‌پراني تبديل مي‌شد. همين نشان مي‌داد كه مسائل زنان از نظر آقايان خيلي جدي نيست يا ترجيح مي‌دادند خيلي آن را جدي نگيرند. زنان مجلس هم البته كار خود را مي‌كردند؛ وقتي طرح و لايحه‌اي مطرح مي‌شد هرقدر هم كه با آن جدي برخورد نمي‌كردند، بالاخره روال قانوني‌اش طي مي‌شد، موافق و مخالف صحبت مي‌كردند و راي‌گيري مي‌شد. تلاش من اين بود كه همه جوانب موضوع را مطرح كنم و بنويسم كه مثلا فلاني و بهماني چه گفتند، چه شوخي‌هايي كردند، پس از جلسه در راهروهاي مجلس چه‌ها مي‌گفتند و در نهايت چه قانوني تصويب شد و چه نكات و جنبه‌هاي مثبت و منفي داشت. 

نمي‌دانم يادتان هست يا نه ولي مرحوم عباس عباسي، نماينده بندرعباس در مجالس چهارم و پنجم، فردي بود كه امكان نداشت طرح و لايحه‌اي در مجلس به زنان مربوط باشد و او به‌عنوان مخالف صحبت نكند مگر آنكه در جلسه حاضر نباشد. اگر ايشان در جلسه بود حتما به‌عنوان مخالف حرف مي‌زد. در بررسي طرح محاسبه مهريه به نرخ روز در مجلس پنجم كه زنان نماينده با قدرت حامي آن بودند و از حق نگذريم آقاي ناطق نوري هم حمايت مي‌كرد. روال كار مجلس چنين است كه اگر حمايت هيات رئيسه با طرح يا لايحه‌اي همراه باشد، آن طرح و لايحه نتيجه بهتري مي‌گيرد، آن زمان آقاي ناطق نوري به‌عنوان رئيس مجلس و عضو هيات‌رئيسه اغلب به‌طور صريح وارد موافقت يا مخالفت با موضوعي نمي‌شد مگر آنكه بحث خيلي مهم ‌بود يا مثل الآن نزديك به زمان انتخابات بود و مي‌خواستند تبليغي كنند. به هر حال آقاي ناطق‌نوري با زنان مجلس پنجم همراهي مي‌كرد. وقتي بحث محاسبه مهريه به نرخ روز مطرح شد كه مثلا اگر زني 50 سال قبل مهريه‌اش هزار تومان بوده حالا مهريه‌اش بشود 100 هزار تومان، همين آقاي عباسي بلند شد و گفت كه "اين‌ها چه حرفي است؛ چطور آن زمان كه زن جوان بوده مهريه‌اش هزار تومان بوده حالا كه پير و مستهلك شده، بايد مهريه‌اش بشود صدهزار تومان؟ ارزش او كه كمتر شده و نه بيشتر!"  آن جلسه كه تمام شد، رفتم سراغ آقاي عباسي و گفتم "چرا شما هميشه عليه زنان حرف مي‌زنيد؟" اين را هم بگويم كه ايشان فرد بسيار ساده و صادقي بود، حرف دلش سر زبانش بود و به اين دليل من شخصا هيچ‌وقت از حرف‌هايش ناراحت نمي‌شدم. اين‌طور جوابم را داد كه "من به خانمم گفته‌ام كه تو مي‌تواني ظرف نشوري، رخت نشوري، مي‌تواني بچه شير ندهي. هيچ‌كدام از اينها وظيفه تو نيست و اگر هم اين كارها را مي‌كني دستت درد نكند و خدا ازت راضي باشد. هر وقت هم كه حقوق مي‌گيرم همه‌اش را مي‌دهم به خانمم و خودم ازش خرجي مي‌گيرم اما به او گفته‌ام كه بايد قبول كني كه مردان برتر از زنان هستند. همين را قبول كني كافي است."

پرسيدم "چرا مردان برترند؟" و ايشان گفت "به چهار دليل؛ ارث مردان دو برابر زنان است؛ مردان بر كنيز خود مالكيت دارند اما زنان بر غلام خود مالكيت ندارند؛ مردان مي‌توانند به زن خود بگويند كه تو مثل مادر من هستي و با اين سخن او را طلاق دهند ولي زن نمي‌تواند به شوهرش بگويد تو مثل پدر مني و طلاق بگيرد؛ و آخر اينكه مرد مي‌تواند چهار زن بگيرد اما زن نمي‌تواند چهار شوهر كند." آقاي عباسي البته مي‌توانست نابرابري ديه و ارث را هم اضافه كند اما گويا روي اين موارد حساسيت بيشتري داشت. وقتي اين حرف‌ها را شنيدم خودم هم كنجكاو شدم كه بدانم قرآن كريم در اين موارد چه گفته‌است. آنچه كه تحت عنوان "زهار" مطرح شد، يعني اينكه مرد مي‌تواند به زنش بگويد تو مانند مادر من هستي و زن طلاق داده‌ شود را بررسي كردم و  متوجه شدم آيه قرآن كاملا برعكس برداشت ايشان است. آيه مربوطه مي‌گويد "شما نمي‌توانيد به زنتان چنين حرفي بزنيد و او طلاق داده شود چون زن و مادر اساسا با هم فرق دارند." با خودم فكر كردم اگر همه استدلال‌هاي ايشان چنين پايه‌اي داشته باشد كه خيلي بد است و مشكل ايجاد مي‌‌شود. وقتي به كتابچه‌هاي مربوط به سوابق نمايندگان مراجعه كردم، ديدم كه ايشان تحصيلات مدرسه‌اي نداشته و از بچگي وارد حوزه شده و نتيجه گرفتم كه حرف‌هاي ايشان به‌واقع در همان مباحثي ريشه دارد كه به‌طور عرفي در حوزه‌ها متداول بوده‌اند.

نمونه ديگر آنكه، طرحي به مجلس آمد مبني بر اينكه اگر زن و مردي وارث نداشته‌باشند و فوت شوند طرف مقابل عمده ماترك را به ارث ببرد. در مقدمه طرح آيه‌اي آورده شده بود كه اصلا به محتواي اين طرح نمي‌خورد و به صراحت اعلام مي‌داشت كه اگر يكي از زوجين فوت كند و ورثه‌اي نداشته باشند، يك چهارم مال به زن و نصف آن به شوهر مي‌رسد. اما قانون جديد مي‌خواست كل ماترك زن را به شوهر بدهد درحالي‌كه آيه قرآن به صراحت مي‌گفت نصف مال بايد به مرد برسد ولي در مورد زنان، همان يك‌چهارم مطرح شده‌بودند. اين‌بار هم متوجه شدم خيلي از قوانين مدني ما كه ادعا مي‌شود برگرفته از فقه اسلام و آيات قرآن است، صراحتا به آيات موجود نمي‌خورد. همين مباحث بسيار روشن‌گر بود و من هم سعي مي‌كردم مشروح اين مطالب را در مجله زنان بياورم.

واقعيتش، روزهاي اول كه شروع به اين كار كردم احساسم اين بود كه دارم گزارش‌هايي مشابه با روزنامه مي‌نويسم البته كمي وسيع‌تر و پرداخته‌تر شده اما كم‌كم با مراجعاتي كه مي‌شد و با بازخوردهايي كه از داخل و خارج كشور دريافت ‌كردم، متوجه شدم كه مطالب يك ماه با زنان در مجلس در 12 سالي كه مرتب چاپ شد، به منبع پژوهشي مهمي براي دنبال كردن مباحث حقوقي و قانوني درآمده‌است. مي‌ديدم كه اين آرشيو ماهانه براي پيگيري تحولات مربوط به زنان در قوه قانون‌گذاري مفيد است به‌ويژه آنكه مدتي بعد رشته مطالعات زنان هم در دانشگاه‌ها تاسيس شد و اساتيدي مانند دكتر الهه كولايي مدام به من مي‌گفتند كه اين مباحث را به شكل كتابي جمع‌آوري و ارائه كنم.

نوشته‌هايم در مجله زنان به دليل ارتباط مداومي كه با زنان مجلس داشتم، بازخوردهايي در مجلس هم داشت و گاه انتقاداتي از من مي‌شد. با اين همه احساس مي‌كنم زنان حاضر در مجالس حتي مجلس‌هاي چهارم و پنجم كه عمدتا در دست راست سنتي بود، در مجموع كارهاي خوبي داشتند. يادم است يكي از زنان آن مجالس به من مي‌گفت "تلاش داريم تك‌تك مواد قانون حمايت خانواده قديم را كه بعد از انقلاب لغو شد، به تدريج با ارائه طرح‌هايي به مجلس بياوريم و تغييراتي ايجاد كنيم." خوب است همين‌جا يادي هم از ناهيد شيد، حقوقدان كنم كه زني بسيار فعال بود و هم او بود كه طرح اجرت‌المثل را نوشت و به زنان نماينده داد و آنها هم اين مساله را پيگيري كردند. در همان مجلس پنجم دو طرح مهم كه براي بسياري از زنان جامعه، شايد حدود 99 درصد زنان جامعه تاثيرگذار بود يعني محاسبه مهريه به نرخ روز و اجرت‌المثل بود به سرانجام خوبي رسيد، دو موردي كه  گويا در لايحه اخير حمايت خانواده قصد بر اين است كه به نوعي حذف شوند.

در مجلس ششم هم زنان نماينده خيلي باانگيزه‌تر و فعال‌تر بودند. امكان تصويب قوانيني به نفع زنان البته در مجلس ششم خيلي بيشتر از گذشته بود چون مردان نماينده مجلس ششم همكاري بسيار زيادي داشتند و نسبت به مسائل حقوقي زنان جدي بودند. اما به دليل آنكه مصوبات مجلس ششم با موانع زيادي برخورد ‌كرد، چندان اجازه قانوني شدن نهايي آن مصوبات فراهم نيامد. به لحاظ سازماندهي دروني و مسائل داخلي، در مجلس ششم پايه‌‌هايي بنيان گذاشته شد كه در مجالس قبلي وجود نداشت. زنان اين مجلس وارد هيات رئيسه‌هاي كميسيون‌هاي تخصصي مجلس و حتي هيات رئيسه خود مجلس شدند، اموري كه هر چند بي‌سابقه و با مقاومت‌هايي شديد مواجه بود اما به هر تقدير انجام شد.

در نهايت بايد بگويم كه تمام تلاش من بر اين بود كه گزارش‌هاي مجله زنان را شفاف و روشن بنويسم چون معتقدم بايد به‌گونه‌اي درباره مجلس و قانون نوشت كه همه از مباحث آن مطلع شوند. تا آنجا كه امكان داشت پرده‌پوشي نمي‌كردم و حواشي مختلف را هم مي‌نوشتم تا مشخص شود كه سر و ته ماجرا به كجاها ختم مي‌شود و خوشبختانه مطالب من در مجله زنان با كمترين حذف و تغييري مواجه مي‌شد.

 

* متن سخنان زهرا ابراهيمي، خبرنگار و همكار مجله زنان در نشست جبهه مشاركت ايران اسلامي كه روز شنبه 20 بهمن ماه ۱۳۸۶ و به همت كميسيون زنان اين حزب در اعتراض به لغو مجوز مجله زنان برگزار شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 15:44  توسط تحریریه زنان  |