محمود احمدینژاد، رئیس جمهور ایران، و متحدان تندروی او به آمریكا و دیگر دشمنان خارجی خشمگینانه میتازند ولی چیزی كه حقیقتاً آنها را میترساند، شهروندان ایرانی هستند.
رئیسجمهور و حامیاناش روزبهروز نگرانتر میشوند كه مبادا در انتخاباتِ ماهِ آیندهی مجلس شورای اسلامی و انتخاباتِ ریاستجمهوری سالِ آینده ببازند. راه حل بزدلانهشان؟ رقیبانِ بالقوه را از صحنهی انتخابات حذف كردن و ساكت كردنِ همهی كسانی كه میتوانند صدای مردمِ ایران باشند مثلِ مجلهی زنان، مهمترین نشریهی زنانِ ایران و شهلا شركت، مدیر مسئول شجاع آن.
دولت ایران هفتهی گذشته مجوز مجلهی زنان را لغو كرد. آقای احمدینژاد—به پشتوانهی محافظهكارترین بخشِ روحانیون— برندهی انتخابات سالِ 2005 (1384) شد با شعارِ اصلاحاتِ اقتصادی و پایان دادن به فسادِ سیاسی. او در هر دو زمینه شكست خورده است. در زمانهای كه نفت بشكهای 100 دلار فروخته میشود مردم ایران با كمبود مواد غذایی و آمار زیاد بیكاری و تورم روبهرشد روبهرو هستند.
او تلاش كرد با تهدید كردنِ اسرائیل، نفی كردنِ هولوكاست، و مواجهه با شورای امنیت سازمان ملل متحد بر سر جاهطلبیهای هستهای توجهها را از شكست در برنامههایش منحرف كند. اما مردم ایران به این راحتی گول نمیخورند. از ترسِ همین، احمدینژاد و متحدانش به هیأتهای نظارت فشار میآورند كه خیلی بیشتر از معمول راه میانهروها و اصلاحطلبان را به صحنهی انتخابات ببندند. همین حالا هم به تعداد زیادی از اصلاحطلبان گفته شده است كه به انتخابات راهی نخواهند داشت. بر اساس آمار دولت 8.16 درصد از كاندیداهای انتخابات مجلس زن هستند. این رقم از 4 سال پیش كه 9.89 درصد بود، كمتر شده است. تعدادی از زنان این روزها از این صحبت میكنند كه با یك فهرست كاملاً زنانه از كاندیداها به انتخابات وارد میشوند تا با دولت كه سعی دارد از دستِ زنان خلاص شود، مقابله كنند.
دستور بستنِ مجله زنان جدیدترین هجوم و نشانهای است از اینكه احمدینژاد و روحانیون از هرگونه بحثی میترسند. خانم شركت، یك سابقاً انقلابی مذهبی كه حالا فمینیستی عملگراست، به رغم فشارهای مالی و سیاسی مجلهی زنان را 16 سال، 152 شماره، منتشر كرده است. او توانسته به خوانندگانش آگاهی دهد بدون آنكه روحانیون را دست كم تا حالا بیش از حد عصبانی كند. بر اساس گزارشها از ایران مقامهای مسئول گفتهاند كه این مجله "تهدیدی برای امنیت روانی جامعه" بوده است چون وضعیت زنان ایرانی را "سیاهنمایی" میكرده است.
واقعیت این است كه این مجله با ارائه مقالههایی درباره سلامتی، نگهداری فرزندان، مسائل حقوقی، دستاوردهای زنان، و ادبیات به زنان ایرانی اهمیت میداده است. در یكی از مقالههای اخیر این مجله آمده بود كه آن دسته از قوانین كشورهای اسلامی كه ناظر بر رفتار نابرابرانه با زنان هستند، توجیهی از نظر شرع اسلام ندارد و میتواند تغییر كند. مجله زنان تنها علیه یك چیز تهدید روانی ایجاد میكرد: ماهیت ضدفمینیستی و تمامیتخواهانهی حكومت. احمدینژاد شاید بتواند برای مدت زمان طولانیتری چراغ بحث را خاموش نگه دارد. اما اگر روحانیون فكر میكنند كه او دارد با این روش كشور را قدرتمند میكند، مردم ایران را نمیشناسند.